سیاست خارجی بن سلمان در قبال تحولات خاورمیانه

توحید صحرایی

دانشجوی دکترای مطالعات خاورمیانه و شمال افریقا

 

از زمانی که محمد بن سلمان به عنوان ولیعهد سعودی قدرت را در دست گرفته است،  سیاست خارجی عربستان دستخوش تغییرات جزئی در قبال منطقه خاورمیانه شد که این امر پیامدهایی نیز به دنبال داشته است. از آنجا که سیاست‌های بن سلمان در حوزه داخلی از قبیل اجرای سند چشم انداز 2030 و به حاشیه راندن برخی شاهزادگان، متوازن با رفتارهای وی در حوزه سیاست خارجی نیست، تحلیل‌گران سیاسی نسبت به این قضیه اظهارنظرهای متفاوتی ارائه کرده‌اند. این نوشتار به دنبال بررسی این است که سیاست خارجی عربستان با روی کار آمدن بن سلمان فاقد توازن سیاسی در حوزه داخلی و خارجی بوده است و سیاست‌های بلند پروازنه وی در زمینه تحقق شکوفایی اقتصادی با رفتارهای دوگانه (انفعالی و تهاجمی) در حوزه سیاست همخوانی ندارد. برخی از تحلیل‌گران معتقدند که این دوگانگی در رویکرد سیاست خارجی عربستان از شخصیت دمدمی مزاج بن سلمان نشات می‌گیرد و وی با این رفتارها به دنبال رهبری جهان عرب است. نارضایتی‌های داخلی و خارجی ناشی از نادیده گرفتن مسئله فلسطین، نقض حقوق بشر در جنگ یمن، محاصره قطر و قتل «جمال خاشقچی» این سوال را بر می انگیزد که سیاست خارجی عربستان سعودی چگونه با تحولات منطقه خاورمیانه کنار خواهد آمد؟ و سیاست خارجی این کشور چه پیامدهایی برای منطقه خاورمیانه به دنبال دارد؟

الف)رویکرد سیاست خارجی عربستان به تحولات مهم منطقه خاورمیانه

1.      مسئله فلسطین: بن سلمان در سیاست خارجی عربستان اثبات کرد که حمایت بی چون و چرایی از سیاست‌های امریکا در منطقه خاورمیانه دارد. حمایت از پروژه امریکایی- صهیونیستی موسوم به معامله قرن نشان می‌دهد که وی مسئله فلسطین را نادیده گرفته و به نوعی سیاست انفعالی نسبت به این قضیه در پیش گرفته است. ملاحظه می‌شود در پرتو این رفتار عربستان، دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز به سمت عادی‌سازی روابط با اسرائیل گام بر می‌دارند. سفر اخیر نخست وزیر اسرائیل به عمان و دیدار با سلطان قابوس،  سفر وزیر فرهنگ اسرائیل به امارات، و سفر وزیر اقتصاد اسرائیل به قطر به منظور شرکت در همایشی اقتصادی، مصادیقی از پیامدهای رفتار بن سلمان نسبت به قضیه فلسطین است؛ حتی پیش بینی می‌شود بنیامین نتانیاهو در آینده نزدیک از بحرین نیز دیدن کند. با این حال ما شاهد محکومیت این رفتارها از سوی علمای اهل سنت سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس نیستیم و این نشان می‌دهد که علمای دینی این کشورها هم به طور ضمنی موافق چنین سیاست‌هایی هستند. اما نباید از این نکته غافل بود که این کشورها کل جهان اسلام نیستند؛ انور سادات با چنین سیاست‌ها مصر را از جهان اسلام منزوی کرد. در تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی به نوار غزه می‌بینیم که نویسندگان و شاهزادگان سعودی در حساب‌های شخصی خود در شبکه‌های اجتماعی از حق اسرائیل در دفاع از خود حمایت کردند و جنبش مقاومت حماس را یک گروه «تروریستی» خواندند. این مصادیق نشان می‌دهد که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به ضرر مسئله فلسطین به دنبال ایجاد رابطه با اسرائیل هستند.

2. بحران سوریه: سیاست خارجی تهاجمی عربستان در قبال سوریه به بهانه اتحاد این کشور با ایران عنوان شده است. هرچند سیاست‌های فرقه‌گرایانه عربستان در سوریه شکست خورده و حتی این کشور را درگیر رقابت‌ با کشورهایی نظیر قطر کرده است. باید توجه داشت که مخالفان تحت حمایت ریاض تنها یک گروه از معارضان را شکل می‌دهد و گروه‌های تکفیری، گروه‌های تحت حمایت قطر و ترکیه از دیگر معارضان فعال هستند. حمایت عربستان از حمله امریکا به سوریه نشانگر ناکامی عربستان در جنگ سوریه و عدم جدیتش در حل و فصل بحران سوریه است.

3. دشمنی با ایران: روابط عربستان با ایران در دوره بن سلمان بدترین دورانش را سپری می‌کند. با این حال نزاع بین ایران و عربستان در چارچوب نزاع سنی و شیعی نیست بلکه نزاع بر سر مناطق ژئوپلتیکی و افزایش نفوذ در منطقه خاورمیانه است و هر دو کشور به دنبال این هستند که کدام یک شایستگی بیشتری برای رهبری جهان اسلام را دارند. از این رو هر دو همدیگر را به ایجاد ناامنی در منطقه متهم می کنند با این حال نفوذ این دو کشور در یمن، لبنان، عراق و سوریه روبه افزایش است.

4. جنگ یمن: کشور یمن سه سال است که مورد تجاوز ائتلاف سعودی اماراتی است به این بهانه که حوثی‌ها مورد حمایت ایران هستند و عربستان به دنبال بازگرداندن دولت قانونی به یمن است. یمن از سال  2015 از جنبه سیاسی، اقتصادی و نظامی تبدیل به یک دولت ناتوان شده است. بمباران‌های شدیدی که از جانب ائتلاف سعودی به بیمارستان‌ها، مراسم‌های عروسی و عزاداری صورت می‌گیرد نشانگر این است که دولت عربستان مردم عادی و غیر نظامی را هدف قرار داده است. این گونه رفتار عربستان موجب انزجار سازمان‌های حقوق بشری گردیده است. حتی سنای امریکا نیز اخیرا در یک جلسه غیر علنی با 63 رای مثبت و 37 رای منفی به حمایت امریکا از عربستان در جنگ یمن پایان داد و اگر این طرح در آینده از سوی ترامپ وتو نشود، عربستان شکست سنگینی را در یمن متحمل خواهد شد.(1)

5. بحران قطر: بحران دیپلماسی با قطر در 5 ژوئن 2017 شروع شد. عربستان به همراه امارات، مصر، بحرین، موریتانیا، جزایر کومور و مالدیو روابط دیپلماسی و پروازهای هوایی خود را به قطر قطع کردند و اردن و جیبوتی نیز تعداد دیپلمات‌هایشان را در قطر کاهش دادند. دلایل واقعی پشت این بحران روشن نیست اما اظهارات منسوب به امیر قطر در حمایت از ایران، حماس و حزب الله بهانه‌ای برای عربستان و امارات شد تا روابط خود را با دوحه قطع کنند؛ هرچند قطر ضمن تکذیب این اظهارات، اعلام کرد که رسانه‌های این کشور هک شدند. به دنبال این بحران، عربستان به مشارکت قطر در ائتلاف عربی تحت رهبری سعودی علیه یمن پایان داد و دفتر الجزیره در عربستان را نیز بست. هرچند بعد از گذشت بیش از یک سال از این بحران، نه تنها قطر 13 شرط کشورهای چهارگانه را نپذیرفته بلکه با برخورداری از حمایت ایران و ترکیه توانسته در برابر تحریم‌های عربی ایستادگی کند.

6. قتل خاشقچی: در دوم اکتبر 2018 روزنامه نگار سعودی جمال خاشقچی به طرز وحشیانه‌ای در سفارت عربستان در استانبول به قتل رسید و آنچه رسانه‌های ترکیه درباره این قتل فاش کردند موجب انزجار جامعه بین المللی نسبت به عربستان شد و بعلاوه اینکه روایت ناقص و دستکاری شده عربستان از قتل خاشقچی نشان داد که عربستان در این زمینه همکاری های لازم را نکرده است. بنابراین سازمان‌های حقوق بشری و کشورهای اروپایی خواستار تحقیق عادلانه در این باره شدند لذا این رفتار عربستان بر بسامد فشارهای داخلی و خارجی علیه این کشور افزوده است.

ب)پیامدهای سیاست خارجی عربستان در دوره محمد بن سلمان در منطقه خاورمیانه

1. ارتکاب عربستان به جرائم جنگی، نقض حقوق بشر در یمن و جنایت قتل خاشقچی.

2. تنزل جایگاه عربستان در جهان در نتیجه سیاست های ناشیانه بن سلمان در یمن و سوریه و مسئله فلسطین.

3. افزایش اختلاف و تنش داخلی در بین خانواده آل سعود و بین طرفداران سیاست های بن سلمان و مخالفان وی.

4. افزایش بهره برداری و باج خواهی امریکا از عربستان به خاطر سیاست های نابخردانه بن سلمان در منطقه.

5. تغییر تنش در منطقه خاورمیانه از عربی- صهیونی به عربی- اسلامی.

6. رشد گروههای تکفیری و تروریستی در منطقه خاورمیانه.

7. عادی سازی روابط با اسرائیل از سوی کشورهای عربی خلیج فارس به ضرر مسئله فلسطین.

بدین ترتیب ملاحظه می کنیم که در مدت کوتاهی که بن سلمان در عمل سیاست خارجی عربستان را هدایت کرده است، سیاست خارجی این کشور فاقد توازن سیاسی در معادلات منطقه‌ای است. ماجراجویی بن سلمان در درگیری‌های منطقه ای، نقض حقوق بشر، ارتکاب به جرائم جنگی و نادیده گرفتن مسئله فلسطین نشانگر این است که سیاست خارجی عربستان رفتار انفعالی و تهاجمی را در پیش گرفته است و حاکی از عدم درایت شخص بن سلمان نسبت به امور اداره عربستان و تحولات منطقه است. بنابراین چنین سیاست نامتوازنی از سوی عربستان در قبال منطقه خاورمیانه تناسبی با اهداف بلند مدت اقتصادی عربستان ندارد و تأثیر منفی بر جایگاه عربستان در جهان اسلام داشته است و به نظر می‌رسد رویکرد سیاست خارجی عربستان به خاورمیانه در دوره بن سلمان با چالش‌های زیادی روبرو خواهد شد.

منبع انگلیسی

(1). برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به:

https://www.nytimes.com/2018/11/29/opinion/saudi-senate-khashoggi-trump.html

 

 

 **مسئولیت صحت و سقم مطالب موجود در یادداشت‌ها، مقالات و مصاحبه‌های منتشر شده در سایت به عهده نویسنده بوده و انتشار آنها الزاماً به معنی تایید مطلب یا بیانگر دیدگاه‌های موسسه نیست. 

 

e-max.it: your social media marketing partner

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید