خلافت اسلامی پایه گذاری شده توسط داعش به رهبری ابوبکر البغدادی اینک در عرصه بین الملل به عنوان مساله ای فراتر از یک گروه تروریستی مطرح شده است و ائتلافی از 40 کشور جهان را به طور مستقیم و غیر مستقیم رویاروی خود میبیند.

پس از تصرف موصل در سال 2014 و اعلام خلافت اسلامی و تغییر نام از «دولت اسلامی عراق و شام» به «دولت اسلامی» این گروه جدای از همه گروه¬های پیکارجو در سوریه اهمیتی دوچندان یافت. دولت اسلامی پس از اعلام موجودیت خلافت اسلامی به رهبری ابوبکر البغدادی به چاپ اسکناس، صدور گذرنامه و تشکیل پلیس مبادرت ورزید و با صدور نفت مناطق  تحت اشغال زنجیره اقدامات اولیه خود را تکمیل نمود. پایگاه خبری نیوزویک، طبق آخرین گزارش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا از حضور 20 تا 31 هزار و پانصد نفر  از پیکارجویان این خلافت خودخوانده در قلمرو دولت اسلامی خبر داد. انتشار این گزارش در حالی است که تا پیش از این تعداد این جنگجویان 10 هزار نفر برآورد شده بود.  شبکه خبری سی ان ان نیز با تحلیل و بررسی ملیت افراد فعال در حوزه عملکرد دولت اسلامی اذعان داشت که این افراد از 80 کشور جهان در مناطق تحت تصرف دولت اسلامی گرد هم آمده اند.

بررسی اقدامات داعش به خصوص پس از تصرف موصل و تغییر نام به دولت اسلامی حاکی از وجود برنامه هایی نه چندان سطحی و مقطعی دارد که به طور کاملا هوشمندانه و حساب شده پیگیری می شود.در این راستا مهم ترین و در عین حال ناپیداترین اقدام دولت اسلامی را می توان تلاش برای هویت سازی و اشاعه این هویت به عرصه بین الملل سنتی دانست که در آن همچنان هویت براساس مرزهای سرزمینی تعریف می شود.هویت سازی دولت اسلامی را میتوان براساس نگاه فراسرزمینی و فراملی گرایانه فرگوسن و منزباخ و نظریه گفتمان ارنستو لاکلائو و شنتال موفه مورد بررسی و تحلیل قرار داد.

فرگوسن و منزباخ را می توان اصلی ترین ادامه دهندگان نظریه فراملی گرایی دانست. این دو بر فرارسیدن عصر پسابین¬الملل تاکید دارند؛ یعنی ما از عصر روابط میان دولتی گذر می کنیم و به دورانی جدید می رسیم. به نظر منزباخ توجه نظریه پردازان به سرزمین مانع از دیدن تحولات جدید متعدد در سیاست جهانی شده است.  اجتماعات سیاسی در جهان جدید متعدد، متنوع و متداخل-اند. در این شرایط شهروندان با مراجعی غیر از دولت ها به خود هویت می بخشند.در جهان پسابین الملل طیف وسیعی از جوامع سیاسی وجود دارند که وجود هویت های متفاوت را منعکس می سازند و هر یک در حوزه ای خاص دارای اقتدار است. گروه های تروریستی از جمله این جهان جدید هستند.آنچه از نظر فرگوسن و منزباخ مورد توجه است ظهور هویت های جدید است. هویت- هایی چون هویت دینی جایگزین هویت شهروندی عصر بین الملل می شود. شهروندی به معنای تابعیت یک دولت خاص دیگر تعیین کننده اینکه «ما» از نظر سیاسی چگونه تعریف می شود نیست.

اقدامات هویت ساز دولت اسلامی را می توان به نوعی بر مبنای نظریه گفتمان لاکلائو و موفه  نیز تحلیل کرد؛ اقدامات دولت اسلامی نمایانگر مفصل بندی دالهای شناور حول دال مرکزی خلافت اسلامی بنیادگرا می باشد که هویت جدیدی را از دل هویت اتباع 80 کشور جهان بیرون کشیده است و همچنان به این روند ادامه می دهد.دال مرکزی دولت اسلامی با مفصل بندی دالئ هایی چون اسلام بنیادگرا، اجرای شریعت، گسترش اسلام، پیکار با غیرخودی ها در قالب تکفیر مسلمانان منحرف شده از دین راستین و اهل کتاب و کفار و دعوت آنان به اسلام راستین در عین سادگی و فقدان پیچیدگی ایدئولوژیک، پیکارجویانی را از سراسر جهان در سرزمینی مرکزی و موقت جذب کرده است. این روند هویت ساز دولت اسلامی در واقع خطرناک ترین وجه اقدامات ابوبکر البغدادی می باشد و می توان از آن تحت عنوان خطرناک ترین سلاح داعش یاد کرد؛ چرا که با گسترش این روند، دال های مرکزی در دیگر مناطقی که دارای پتانسیل اسلام گرایی می باشد به طور مستقل و  مستقیم و البته تحت فرمان رهبر دولت اسلامی به جذب دال های شناور و هویت سازی خواهند پرداخت و مبارزه با یک هویت منسجم به مراتب دشوارتر از نابود ساختن گروهی بی شکل و بی هویت می باشد.

آسیای مرکزی و به خصوص دره فرغانه یکی از  مناطقی است که دارای پتانسیل اسلام گرایی افراطی مورد نظر دولت اسلامی می باشد.دره فرغانه دارای 12 میلیون نفر جمعیت می باشد که در سه کشور ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان امتداد یافته است و از آن تحت عنوان قلب اسلام گرایی در منطقه آسیای مرکزی یاد میشود  و دولت اسلامی می تواند از آن به عنوان مرکز هویت سازی خود بهره برداری کند.

تد دانیلی سرهنگ دانشگاه نظامی ارتش آمریکا  عنوان می‌کند که فرغانه در آینده، مکانی کنترل نشده و پناهگاه پناهندگان و گروه‌های مسلح شده و حرکت اسلامی ازبکستان و دیگر گروه‌های مسلح، از این گروه‌ها برای فشار بر حکومت‌های آسیای مرکزی استفاده می‌کنند. دانیلی در نشریه «اوراسیانت» در مطلبی تحت عنوان «فرغانه سرزمین فدرالی استراتژیک آسیای مرکزی بعد از سال 2014» همکاری برای امنیت و مبارزه با افراد مسلح در وادی فرغانه به عنوان مرکز استراتژیک آسیای مرکزی را لازم می‌داند. این نشریه از قول دانیلی به آمریکا توصیه می‌کند که باید با روسیه و چین در آسیای مرکزی همکاری استراتژیکی داشته باشد. این نظامی آمریکایی بیان می‌کند که آمریکا باید با سازمان همکاری‌های شانگهای و سازمان پیمان امنیت جمعی برای ایجاد طرح استراتژیک منطقه‌ای همکاری کند. در این مقاله تصریح شده است که فرماندهی نیروهای نظامی آمریکا به این نتیجه رسیده که وادی فرغانه احتمال دارد همچون مناطق قبیله‌نشین پاکستان به پناهگاه تروریست‌ها تبدیل شود.

شان اسنو در مقاله ای تحت عنوان«داعش به دنبال ردپایی در آسیای مرکزی» که در ژانویه 2015 در مجله دیپلمات منتشر شد اذعان داشت که دولت اسلامی در جست و جوی بهره برداری از خلاً امنیتی حاکم بر دره فرغانه در جهت مقاصد خود می باشد.

خروج نیروهای ایساف از افغانستان و عدم نظارت مستقیم از عوامل ایجاد خلاً امنیتی در منطقه است  که عملکرد دولت اسلامی برای بهره برداری از آن را تسهیل می نماید؛ به گونه ای که در دسامبر سال گذشته سازمان های امنیتی 50 نفر از اتباع تاجیکستان که قصد سفر به سوریه برای پیوستن به داعش در سوریه داشتند را دستگیر کردند. همچنین در مارس 2014 جماعت اسلام گرای صبری که در مناطق دره فرغانه فعال می باشد بیعت خود با ابوبکر البغدادی را اعلام کرد.

در سپتامبر 2014 نیز اسامه قاضی رهبر جنبش اسلامی ازبکستان(مهم ترین جنبش اسلامگرای دره فرغانه) سوگند وفاداری خود را به رهبر دولت اسلامی اعلام می دارد و مهم تر از آن در اگوست 2014 خلیفه داعش یکی از اتباع تاجیک را به عنوان والی استان رقه سوریه برگزید.

تحلیل تحولاتی که به شکل گیری تفکر داعش منجر شد نشان می دهد که دولت اسلامی گسترش تفکر و در پی آن هویت خود را در گرو ایجاد بی ثباتی در مناطق هدف خود میداند. چنانکه در ناآرامی سوریه شکل گرفت و سپس با بی ثباتی های سیاسی در عراق به این کشور نیز سرایت کرد و در لیبی نیز با روندی مشابه رسوخ نمود و مهم ترین شهرهای آن از جمله سرت را به تصرف خود درآورد. کشورهای آسیای مرکزی و به خصوص منطقه فرغانه اگرچه پتانسل مناسبی جهت نضج تفکر دولت اسلامی را در خود دارند؛ اما به دلیل عدم وجود بی¬ثباتی چشمگیر، تحرکات دولت اسلامی نمی تواند به تصرف منطقه ای از این کشورها و هویت سازی اولیه منجر شود.به همین جهت، دولت اسلامی سعی خواهد داشت تا با بی ثبات سازی منطقه، از جو آن به نفع خود بهره برداری کند؛ بنابراین  براساس گفته «قادر ملک‌اف» مدیر موسسه دین، حقوق و سیاست قرقیزستان، اختصاص 70 میلیون دلار توسط داعش برای حمله به دره فرغانه از طریق جنوب قرقیزستان را می توان در این راستا ارزیابی کرد.

حضور هر چند محدود ولی مستقیم عوامل وابسته به دولت اسلامی با تاکید بر نماد و هویت این گروه و تبلیغ مستقیم نیز به عنوان کاتالیزوری جهت پیشبرد کسب جایگاهی مناسب در این منطقه مطرح می¬شود. به طوری که  سایت فرغانه رو، بیان داشت در برخی از نقاط مرزی افغانستان – ترکمنستان مردم محلی از حضور شبه نظامیانی تحت عنوان «داعش» با پرچم‌های سیاه یاد می‌کنند. «گل محمد رسولی» سناتور افغان به این خبرگزاری گفت: این افراد به اندازه کافی سلاح و مهمات در اختیار داشته و مردم محلی را به پیوستن به گروه خود دعوت می‌کنند که بتازگی حتی برخی از طالبان نیز به آنها پیوسته‌اند.

نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد این است که تسلط هویتی دولت اسلامی بر  دره فرغانه به دلیل امتدادش در سه کشور آسیای مرکزی میتواند به معنای اشراف بر کل کشورهای آسیای مرکزی باشد و براساس تئوری دومینو پس از درنوردیدن این کشورها به دلیل مجاورت با افغانستان و پس از آن پاکستان و شبه قاره هند، دسترسی دولت اسلامی به این مناطق را نیز تسهیل نماید.

شایان ذکر است که این منطقه به دلیل نزدیکی به منطقه اویغور نشین سین کیانگ چین و وجود زمینه های افراطی گرایی در این منطقه، تسلط بر آن می تواند در اشاعه هویت دولت اسلامی به سین کیانگ نیز منجر شود.

e-max.it: your social media marketing partner