وضعیت نظامی و استراتژی و راهبردهای امنیتی ترکیه

در دوره ی قبل از اسلام گراها و به طور کلی درزمان جنگ سرد تقریبا ترکیه به عنوان یک دولت ریملند یا حاشیه ی ناتو، نقش ایفا می کرد. در واقع این کشور به عنوان یک حلقه ی پیرامونی بود که از حوزه ی اروپا حفاظت می کرد. دردکترین ترومن یا مهار کمونیزم اولین جایی که به عنوان نقطه ی برخورد بین اتحاد جماهیر شوروی و اروپا بود، ترکیه بود. بنابراین ترک ها سالها از این فرصت طلایی استفاده کردند و فرصت های اقتصادی و سیاسی و امنیتی فراوانی کسب کردند. سالها این کشور به عنوان یک منطقه ریملند یا حاشیه ای، برای جلوگیری از نفوذ کمونیست به اروپا و به عنوان یک جدامرزی نفوذ ناپذیر، ایفای نقش می کرد. اگر از مسئله جنگ سرد بگذریم. در سال1991 زمانی که فروپاشی شوری و دیوار برلین را شاهد بودیم، نقشه ژئوپلوتیکی جهان تغییر کرد و یکسری تحولات سیاسی و ژئوپلوتیکی در سطح جهان رخ داد. در زمانیکه لائیک ها سرکار آمدند، نگاه آنها عمدتا یک نگاه غرب گرا بود و تمام تلاششان این بود، که ترکیه را وارد اتحادیه اروپا کنند. اما روی کار آمدن جریان اسلام گرا به نام حزب عدالت ترکیه که امروزه ادامه آن را می بینیم یک دگردیسی و تغییری در سیاست ترکیه رخ داد. یعنی همان طور که میگویند، آتاتورک پدر ترک ها بود. از آقای داوود اوغلو، نخست وزیر امروز و وزیر خارجه دیروز ترکیه، به عنوان معمار ترکیه نوین نام می برند. ایشان مغز متفکری تزی و راهنمای نقشه ی راه دولت ترکیه در اجرای سیاست های این کشورتبدیل شد. آقای اوغلو کتابی به نام عمق استراتژیک را تدوین کرد.

آقای داوود اوغلو نوع نگاه قبلا غرب گراها را به سمت شرق و خاورمیانه، یعنی کشورهای فروپاشیده عثمانی متمرکز کرد. زمانی که بهار عربی رخ داد، ترک ها اعتقاد داشتد،می توانند به عنوان رهبر بهار عربی مطرح شوند. با روی کار آمدن آقای مرسی در مصر و سایرتحولاتموضع بسیار قوی در منطقه پیدا کردند. اما تحولاتی که درجهان اسلام ،مثل لیبی، سوریه و عراق رخ داد وعکس نظراتشان شد.لذا آنها روابط خود را با همسایگان جنوبی خود سوریه وعراق از دست دادند و روابط بامصر نیز تضعیف شد. در واقع ترکها قبلاز بیداری اسلامی و مسائل بهار عربی وضعیت بسیار مناسبی در جهان اسلام پیدا کردند.حتی محوریت جریانات اخوانی که در منطقه رشد کرد، با ترکیه بود. اما در تحولات بعدی یامرحله دوم یعنی سرکوب این جریانات اسلامی، باعث شدکه جریان اخوان گرایی که از مصر شروع شده بود خفه شود. در سوریه و حتی درعراق روابطشان بسیار متشنج شد . به طوریکه وقتی اکنون به پرونده های امنیتی آنها در منطقه و جهان نگاه می کنیم؛ می بینیم که در منطقه قافیه را باخته اند. برخلاف شانتاژهایی کهمی کنند که ترکیه ارتقا منطقه پیدا کرده استموقعیت آنها در اکثر پرونده های منطقه ای متزلزل شده است.

شرایط کنونی دکترین نظامی و امنیتی ترکیه

در حال حاضرترکیه چند نقش بازی می کند. از یک سو لبه ی حاشیه ای ناتو به سمت شرق است. از یک طرف جدیدا یکسری روابط ی را با روسیه شروع کرده، که این امر می تواند منشا تحول باشد ولی هنوز ابهامات زیادی وجود دارد که چرا ترک ها به سمت روسیه رفته اند؟ آنچه که مشخص است، ترکیه به عنوان یک منطقه ی حاشیه ای که حداقل تا سالها می تواند خیال ناتو راحت و نقش ایفا خواهد کند. اما روابط جدید آنها با روسیه را می توان به عنوان یک ابهام استراتژیک نام برد، چرا که جای سوال دارد.

جایگاه دفاعی ترکیه در سطح منطقه و جهان

به لحاظ امنیتی ترکها نفوذ بسیار زیادی در منطقه ،از کشورهای حاشیه خلیج فارس گرفته حتی از عراق و سوریه دارند. اما از لحاظ نظامی، یک شریک استراتژیک و راهبردی در منطقه ندارند. اختلافات عمیقی که بین ترک ها و عربستان حتی در بحث سوریه بوجود آمده است، یکسری چالشهایی را برای وضعیت نظامی و امنیتی ترکیه را بوجود آورده است. در بحث داعش ترکیه اکنون به صورت سردرگم است، کارهایی در حوزه داعش انجام داده است. اما اکنون فشارهایی که در سطح بین المللی بر روی ترک ها می آورند آنها را در موقعیتی قرار داده است که نمی دانند چه کنند. دربعد دیگری آنچه که مشخص است امروزه بازدارندگی سلاح، یکی از بازدارندگی ها در سطح بین الملل است و یکی از واقعیات در صحنه بین الملل در جهت ارتقاء قدرت نظامی کشورها خریدهای تسلیحاتی است .خرید های تسلیحاتی سالهای گذشته، روابط آنکارا با واشنگتن، یکی از مباحث اصلی ترک ها خواهد بود. به نظر من آنها می خواهند خلا های امنیتی خود را از این طریق حل کنند. با توجه به خریدهای تسلیحاتی به لحاظ قدرت دارای یک موقعیت قدرتمند نظامی شده اند. اما با توجه به معضلات امنیتی و پرونده های امنیتی ترک ها بیش از آنکه قدرت خود را بر روی مسائل نظامی متمرکز کنند، خود را بیشتر درگیر پرونده های امنیتی کرده اند.

آینده راهبردهای دفاعی امنیتی ترکیه

داوود اوغلو گفته  است ما اگر بخواهیم ترکیه را قدرتمند کنیم، ترکیه نباید، یک قدرت منطقه ای باشد، بلکه باید به سمت قدرت جهانی برود. لازمه این امر دو عامل است، یکی عامل اقتصاد و دیگری عوامل قدرت نظامی است. چون ترکها خود را از یک قدرت منطقه ای فراتر می بینند، در این راستا قطعا در آینده حساب ویژه ای بر مباحث دفاعی بویژه مباحث دفاعی در بخش داخلی باز می کنند. اما چون سیاست هایشانمتمرکز بر ناتو است، سیستم دفاعی ونظامی این کشور تابعی از قدرت ناتو و اتحادیه اروپا است.
من فکر می کنم تحولی که امروزه در نظام تصمیم گیری ترکیه رخ داده است موجب شده آنها دوباره نگاهشان را از سمت جهان اسلام به سمت اتحادیه اروپا بر می گردانند. در این راستا به تبع این مسائل تحولاتی که ترک ها در منطقه داشتند؛ دکترین آنها متناسب با این مسائل قابل بررسی است.ترک ها یک چرخش نگاهی را که دوره ی حزب اسلام گرا بوجود آمده بود را تغییر میدهند. این چرخش نگاه که از سمت خاورمیانه بود هم اکنون به سمت اتحادیه اروپا، ناتو وحتی آمریکا می رود. شکست هایی که در منطقه به ترک ها تحمیل شد، قطعا آنها به سمت اتحادیه اروپا می روند ولی قطعا می خواهند پرونده های امنیتی خود را در منطقه حل و فصل کنند. در آینده ترک ها باز هم با قدرت بیشتر و با فشار بیشتری به سمت همان اتحادیه اروپا خواهند رفت. لذا تمرکز آینده ی ترکیه بر رفتن به سمت ناتو و آمریکا خواهد بود و فکر می کنم، در مباحث منطقه ای هم می خواهد پرونده هایش را حل و فصل کند.

e-max.it: your social media marketing partner