سناریوهای رویارویی آینده میان مقاومت (حزب الله) و اسرائیل

مترجم: بهمن شمسی

 

قبل از ورود به موضوع و تشریح صحنه عملیات رویارویی و مقابله آتی فی مابین مقاومت و اسراییل، لازم به تذکر است که هدف تجاوز اسراییل در سال 2006 با اهداف اعلامی از جانب رهبران رژیم صهیونیستی در ابتدای تجاوز، ارتباط  مستقیم دارد.به بهانه اسارت دو نفر از سربازان رژیم صهیونیستی نوسط حزب الله، رهبران رژیم صهیونیستی لایحه ای را با اهداف زیر ارائه کردند:

1- آزاد کردن دو سرباز اسیر شده توسط حزب الله و رد هرگونه عملیات تبادل اسرا با مقاومت که یک روز قبل از شروع تجاوز از سوی سید حسن نصرالله پیشنهاد شده بود.

2- اقدام به نابودی توانمندی های حزب الله و به ویژه توان موشکی آن، به منظور تأمین امنیت شهرک های شمالی رژیم صهیونیستی.

3- ایجاد شرایط لازم به منظور اجرای قطعنامه 1559 و استقرار ارتش لبنان در مرزها براساس محتوای توافقنامه ملغی شده 17 مه وتبدیل ارتش لبنان به نگهبان و حافظ مرزهای اسراییل.

اما در رابطه با اهداف دراز مدت،  تجاوز سال 2006 بمثابه ابزاری محسوب می شد که زمینه لازم را برای شکل گیری خاورمیانه جدید فراهم می آورد،  این چیزی بود که از زبان وزیر خارجه وقت آمریکا و در جریان تجاوز شنیده شد و در واقع ایشان با سخنان خود در مقابل کمیته روابط آمریکا اسراییل ( آیپک) در سال 2005، برای وقوع یک چنین اتفاق مهمی، مقدمه چینی کرده بود.

نقشه این تجاوز که مقرر شده بود تا در جریان برگزاری جشن سالانه روز قدس، عملیاتی شود و به دلیل اسارت دو تن از سربازان رژیم صهیونیستی، در اجرای آن تسریع شد، از مدتها قبل آماده شده بود و شامل مجموعه ای از اهداف بود که  می بایست رهبران رژیم صهیونیستی ظرف مدت 10 روز و نه بیشتر آن اهداف را به طور کامل محقق نمایند. نقشه نظامی این تجاوز بر موارد ذیل متمرکز بود:

1- اجرای وسیع ترین عملیات هوایی برعلیه مجموعه ای از اهداف از پیش تعیین شده شامل: صدها هدف مرتبط به امور زیربنایی لبنان و به ویژه پل ها و سیستم های مواصلاتی اصلی این کشور.

2- هدف گیری مقر نیروهای مقاومت و حزب الله  و منازل فرماندهان بلند مرتبه و میانی آن به منظور فلج کردن قدرت فرماندهی و رهبری حزب الله و سپس تسریع در عملیات زمینی که با هدف رسیدن به شمال لیطانی برنامه ریزی شده بود.

3- اجرای عملیات پیاده سازی نیرو در پشت خطوط درگیری مستقیم، شامل اهدافی در منطقه بقاع و ضاحیه جنوبی ، که هدف اصلی آن ربودن و کشتن فرماندهان حزب الله بود.

شگفتی اول، در سطح بالای تدابیر حزب الله و در ارتباط با اجرای موفق نقشه های تخلیه رقم خورد؛ به گونه ای که در طول ایام تجاوز، حتی یک عملیات  موفق توسط رژیم صهیونیستی بر علیه رهبران حزب الله  و هدف گرفتن آنان، به ثبت نرسید.

شگفتی دوم، در میدان نظامی رخ داد، آنجا که سلاحهای جدید و با کیفیت مانند " کورنت" و " آر پی جی 29" به عنوان ضد زره توسط مقاومت  به کار گرفته شد و علاوه بر آن موشک های ضد کشتی  " سی 802 "  که یکی از آنان ناوچه پیشرفته ساعر را هدف قرار داد و سبب خنثی سازی توان دریایی رژیم صهیونیستی در جنگ شد. این اتفاقی بود که برای لشکر زرهی رژیم صهیونیستی افتاد، تا جایی که طرح های زرهی آنها با دور زدن و محاصره ساقط شد و تیپ مربوط به تانکهای زرهی اسراییل به طور کامل نابود و تبدیل به تابوت های متحرک جهت حمل مجروحان و کشته ها شد.

مهم ترین شگفتی و غافل گیری، در کیفیت و تاکتیک بهره گیری از موشک ها بود که بر پایه مبارزات نقطه ای قرار داشت. شامل تجهیزات مهندسی زمین، تونل ها، کانال های ارتباطی، شبکه های ارتباط سیمی و سطوح فرماندهی و هدایت که در جریان نتایج  رویارویی آشکار شد.

اما مهم ترین نتیجه تجاوز اسراییل به لبنان، ضربه بزرگ به منشأ تفکری بود که رژیم صهیونیستی بر آن بنیان گذاشته شده است و آن هم مهاجرت به فلسطین اشغالی بود؛ آنگاه که مقاومت موفق شد با شلیک حدود 1500 موشک از نوع گراد که برد آنها بین 11 تا 35 کیلومتر بود و دهها موشک فجر با برد 70 تا 90 کیلومتر و فقط دو موشک زلزال که یکی از آنها به شمال تل آویو و دیگری در نزدیکی ناصره اصابت کرد، بیش از یک میلیون نفر از شهرک نشینان رژیم صهیونیستی را مجبور به ترک منازل  خود و حرکت به سمت مناطق مرکزی کند. حدود یک میلیون نفر دیگر نیز در طول جنگ مجبور به ماندن در پناهگاه ها شدند و مضاف بر آن حدود 120 هزار نفر از شهرک نشینان نیز برای همیشه به کشورهایی که از آنجا به فلسطین اشغالی مهاجرت کرده بودند برگشتند.

به منظور درک بهتر موضوع اخیر، شاهد هستیم که " سید حسن نصرالله " به عنوان رهبر مقاومت حزب الله از وحشت رو به افزایش رهبران رژیم صهیونیستی به خاطر متغیرهای محوری در زمینه سطح توازن قوا که در صحنه جنگ سوریه و منطقه حاصل شده است، کاملا آگاه است؛ امور منطقه ای به شکلی تصاعدی به نفع محور مقاومت و سقوط سریع اتحاد آمریکا و اسراییل در حال تغییر است. بنابراین، تمرکز سید حسن نصرالله بر جدایی یهودیان از صهیونیست ها و فراخوانی یهودیان به ترک سرزمین های اشغالی آن هم بدون فوت وقت، انعکاسی از جایگاه مقاومت است که  به سطوح بالای قدرت و توان رسانه ای رسیده است .

در هرگونه تقابل آتی، صهیونیست ها با همان  طرح های قبلی خود که مبتنی بر هجوم و حمله هست، مبارزه را شروع خواهند کرد و در راستای افزایش توان مانور و پیاده سازی نیرو در پشت خطوط مقاومت و اتکا به توان آتش فراگیر نیروی هوایی خود به منظور تحقق بالاترین سطح از کشتار و رعب و وحشت، تلاش خواهند کرد.

به طور جزیی: بخش هایی از ارتش رژیم صهیونیستی در میدان نبرد، بدون استناد و اتکاء به منابع اطلاعاتی درباره برنامه های تخلیه و جابجایی مقاومت عمل خواهند کرد و همچنین نسبت به مکان های پرتاب موشک های استراتژیک حزب الله که تعداد آنها به چندین هزار  موشک میرسد و در تجاوز سال 2006 داشته های حزب الله از این نوع موشک ها از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نمی کرد نیز بی توجه هستند.

معادله نابودی، تخریب و وحشت توسط اسراییل، با توجه به قدرت تخریبی حزب الله  که بر اساس تقارن در هدفگیری استوار است، همچنان تداوم خواهد یافت. چرا که سید حسن نصرالله در سخنرانی های خود به کرات مطرح کرد که در مقابل ضاحیه، تل آویو و در مقابل بیروت، تأسیسات دیمونا و در مقابل هدف گیری اماکن مهم مقاومت نظیر پایگاه های نظامی و نیروگاه های مهم و حساس، اهدافی مشابه مانند آنچه در جنگ سال 2006 به وقوع پیوست را هدف قرار خواهیم داد.

نیروی هوایی رژیم صهیونیستی در هرگونه مقابله ای، بدون انعطاف عمل خواهد کرد و البته در مسیر خود با موانع و مشکلات جدی روبرو خواهد شد، به گونه ای که در این زمینه شگفتی های بی سابقه ای رقم خواهد خورد، از آن جمله می توان به هدف گیری مستقیم هواپیماها و یا هدف گیری فرودگاه ها اشاره کرد.

در دریا نیز مانند هوا، صهیونیست ها به در اختیار داشتن موشک های یاخونت مطمئن هستند که  مقاومت این امکان را دارد که تمامی حوزه های دریایی این رژیم را به طور کامل پوشش داده و ناوگان دریایی آن، اعم از نظامی و غیر نظامی را با مشکل مواجه ساخته و رژیم صهیونیستی را در محاصره کامل قرار دهد.

در خشکی، ارتش صهیونیستی به منظور جداسازی بخش هایی از بقاع لبنان که آنها رامتعلق به خود می داند، تلاش خواهد کرد، اما اوضاع آنچنان که ارتش صهیونیستی می پندارد نیست و بنابراین این رژیم فقط می تواند که نیروهایش را در این مناطق پیاده کند اما بازگشت این نیروها دیگر به اراده و اختیار این رژیم نبوده و امری غیر ممکن می باشد.

مواجهه و درگیری آتی، خیلی ها را شگفت زده خواهد کرد و با تمام اطمینان می توان گفت که  آغازی بر زوال رژیم صهیونیستی خواهد بود، اگر که نگوییم  همین زمان فعلی مرحله زوال این رژیم است. به ویژه اگر نمودار قدرت رو به افزایش محور مقاومت ادامه یافته و به مرحله شکستن توازن قدرت و نه هم سطحی قدرت برسد.

  

 

** مسئولیت صحت و سقم مطالب موجود در یادداشت ها، مقالات و مصاحبه های منتشر شده در سایت به عهده نویسنده بوده و انتشار آنها الزاما به معنی تایید مطلب یا بیانگر دیدگاه های موسسه نمی باشد.

e-max.it: your social media marketing partner